العلامة المجلسي (مترجم :خسروى)
203
بحار الأنوار (ج23 تا 27) (بخش امامت) ( فارسى)
دارند گرفتار اين عقائد شدهاند بطورى كه به خود مغرور شده و براى نفس خود مقام والائى قرار دادهاند بعقايد فاسد خويش پايبند و متكى بافكار منحرف خود گشتهاند تا آنجا كه خدا را كوچك انگاشته و اهانت بمقام بزرگ او نمودهاند چون آنها نميدانند كه خدا قادر و غنى بذات است قدرت و غناى او از ديگرى استفاده نشده و او كسى است كه هر كه را بخواهد فقير مىنمايد و هر كه را بخواهد عاجز مينمايد با اينكه داراى قدرت باشد . اينها نگاه ميكنند به بندهاى كه خداوند او را امتياز بخشيد بداشتن قدرت خدائى تا مقام و موقعيت او را در نزد خود بمردم بفهماند و مشمول كرامت و لطف خويش قرار داده تا حجت بر مردم تمام شود و اين الطاف ثواب اطاعت و فرمان - بردارى او باشد و موجب پيروى دستورش گردد و بندگان خويش را متوجه اشتباه كسانى كه ديگرى را بر آنها حجت و پيشوا قرار دادهاند اينان شبيه آن دستهاى هستند كه در جستجوى پادشاهى ميباشند از پادشاهان دنيا تا از بذل و بخشش او استفاده نمايند و از عطاى او قدرتى بيابند و با پول فراوان كه از لطف شاه بدست آوردهاند به خانه و خانواده خود برگردند و از سختى و دشوارى زندگى برهند و از كارهاى پست و دشوار آسوده شوند . بر سر راه پادشاه مىنشينند تا بيايد باتمام اشتياق بملاقات او بحاجت خويش برسند در همين ميان به آنها گفته مىشود به زودى شاه با سپاه سواره و پياده خود وارد مىشود وقتى او را مشاهده كردم كمال تعظيم را بنمائيد و اقرار و اعتراف لازم را در مورد سلطنت و پادشاهى او بكنيد مبادا ديگرى را بجاى او بگيريد و اين احترام را به ديگرى بنمائيد كه در اين صورت به او بىاحترامى كردهايد و به او توهين كردهايد و مستوجب كيفر زياد او خواهيد شد . آنها قول ميدهند كه با تمام نيرو از عهده اين كار بر بيايند ناگهان بعضى از غلامان پادشاه با گروهى از سپاه كه پادشاه در اختيار او گذاشته وارد ميشوند